دلنوشته های یه عاشق
به وبلاگ من خوش آمدید امیدوارم ازمطالب لذت ببرید برای شادی روح شهدا صلوات..

تبادل لینک هوشمند

برای تبادل لینک ابتدا ما را با عنوان دلنوشته های من و آدرس ebrahim4369.loxblog.com لینک نمایید سپس مشخصات لینک خود را در زیر نوشته . در صورت وجود لینک ما در سایت شما لینکتان به طور خودکار در سایت ما قرار میگیرد.






جیمی نت جیمی نت

آمار مطالب

کل مطالب : 44
کل نظرات : 92

آمار کاربران

افراد آنلاین : 1
تعداد اعضا : 2

کاربران آنلاین


آمار بازدید

بازدید امروز : 66
باردید دیروز : 11
بازدید هفته : 122
بازدید ماه : 151
بازدید سال : 794
بازدید کلی : 794
نماز شب

 

محمدپاشو...!پاشوچقدر می خوابی؟؟

چته نصفه شبی ؟بذار بخوابم.

پاشو من دارم نماز شب می خوانم کسی نیست نگام کنه!!!

یا مثلامی گفت: جون من پاشو, اسم سه چهار نفر مومن را بگو تو قنوت نماز شبم کم آوردم..

مسعود احمدیان هرشب به یک ترفندی بیدارمان می کرد برای نماز شب, عادت کرده بودیم.

داستان های کوتاه آموزنده

 

 

تعداد بازدید از این مطلب: 529
|
امتیاز مطلب : 24
|
تعداد امتیازدهندگان : 5
|
مجموع امتیاز : 5


مهدی باکری

 

سال 52 تازه دانشجو شده بودم. تقسیممان که کردند افتادمخوابگاه شمس تبریزی.

آب وهوای تبریز بهم نساخت, بد جوری مریض شدم. افتاده بودم گوشه خوابگاه.

یکی از بچه برایم سوپ درست می کرد . ازم مراقبت می کرد.

هم اتاقیم نبود خوب نمی شناختمش.

اسمش را که از بچه ها شنیدم , گفتند:

(مهدی باکری)

خاطرات شهدای دفاع مقدس

تعداد بازدید از این مطلب: 540
|
امتیاز مطلب : 27
|
تعداد امتیازدهندگان : 6
|
مجموع امتیاز : 6


جان باز

نگاه ها همه بر روی پرده سینما بود...

اکران فیلم شروع شد, شروع فیلمتصویری از سقف اتاق بود.

دو دقیقه بعد همچنان سقف اتاق...سه,چهار,پنج...

هشت دقیقه اول فیلم فقط اتاق!!

صدای همه در آمد...

اغلب حاضران سینما را ترک کردند.

ناگهان دوربین حرکت کرد وآمد پایین وبه جانباز قطع نخاع خوابیده روی تخت رسید.

در آخر زیر نویس شد:

این تنها 8دقیقه از زندگی یک جانباز بود...

خاطرات شهدای دفاع مقدس

تعداد بازدید از این مطلب: 550
|
امتیاز مطلب : 20
|
تعداد امتیازدهندگان : 4
|
مجموع امتیاز : 4


شهدا

ای شهیدان ما بعد از شما چه کردیم؟

هیچ, شما را فراموش کردیم ,لباس های خاکی تان را در میدان های مین ولابه لای سیم خار دارها رها کردیم.

خاطرات شما را با سربندهایتان از یاد بردیم ,رمز حمله را فراموش کردیم.

عهدمان را با ولی شکستیم , دعای عهدرافراموش کردیم.

زمان ندبه و سمات را گم کردیم, وشفع و وتر وصبح مان قضا شد...

دفاع مقدس 123

تعداد بازدید از این مطلب: 700
برچسب‌ها: دلنوشته های من , شهدا ,
|
امتیاز مطلب : 15
|
تعداد امتیازدهندگان : 3
|
مجموع امتیاز : 3



عضو شوید


نام کاربری
رمز عبور

فراموشی رمز عبور؟

عضویت سریع

نام کاربری
رمز عبور
تکرار رمز
ایمیل
کد تصویری
براي اطلاع از آپيدت شدن وبلاگ در خبرنامه وبلاگ عضو شويد تا جديدترين مطالب به ايميل شما ارسال شود